سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

84

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

شكلى استمرار دهد و از قاتل خود ، خليفه اموى انتقام بگيرد . او در اين حال ، نزديك حميمه ، مركز عباسيان بود ، پس نظرش آن شد كه امر دعوت را به محمد بن على عباسى واگذار كند . ما معتقديم كه اگر اين توطئه نبود و ابو هاشم زنده مىماند ، دعوت را به امام عباسى واگذار نمىكرد ، چنان‌كه در آن زمان ، رقابت شديدى بين دو گروه از علويان وجود داشت : يكى ، گروه حنفى كه ابو هاشم جزء آنان بود و ديگرى ، گروه حسينى كه به امام حسين بن على عليه السّلام منسوب بودند . وضعيت شخصى ابو هاشم نيز او را به چنين تصميمى سوق داد ؛ زيرا وى فرزندى نداشت كه جانشينش شود ، افزون بر اين ، بيشتر نوه‌هاى جدش امام على بن ابى طالب عليه السّلام خردسال بودند و در بزرگان آن‌ها هم كسى در آن زمان نبود كه مسئوليت‌هاى حساس اين امر را بر دوش گيرد ، درحالىكه جوانان بنى عباس فراوان بودند . بنابراين ، خاندان‌هاى ابو هاشم و عباس كه پيش از اين ، روابطى مسالمت‌آميز با يكديگر داشتند ، اكنون همچون عشيره‌اى كامل شده و مستعد رويارويى با امويان گرديدند و فعاليت‌ها و تجمعاتشان آشكار شد تا جايى كه خلفاى بنى اميه متوجه شدند و موضعى محتاطانه نسبت به ايشان پيش گرفتند . « 1 » به نظر مىرسد عباسيان به اين نتيجه رسيدند كه نبايد به ميراث ابو هاشم اكتفا كنند ، و پيش از آن‌كه خلافت به آنان منتقل شود ، چاره را در تمسّك به بعضى استنادهاى شرعى ديدند . پس بين مسلمانان چنين منتشر كردند كه آنان فرزندان عباس بن عبد المطلب ، عموى پيغمبرند و ادعا كردند كه وقتى وارث مذكرى نباشد خلافت به عمو مىرسد . آنان خلافت را تركه‌اى مىديدند كه پيامبر باقى گذاشته ، به ارث برده مىشود و احكام ميراث بر آن منطبق است . « 2 » بهترين سندى كه ديدگاه رهبران علوى غير از حزب محمد بن حنفيه را به تصوير مىكشد ، نامه‌اى است كه محمد بن عبد اللّه بن حسن بن على ، معروف به نفس زكيه ، به

--> ( 1 ) . جومرد ، ابو جعفر المنصور ، ص 46 . ( 2 ) . جمال سرور ، الحياة السياسية فى الدولة العربية الإسلامية ، ص 172 .